24ساعت آخر با همه امکانات . اکازیون. شرایط ویژه.
سوال اول اینکه به نظرتون این از اون زمانهایی هست که نمیخواید بگدره و زود تموم میشه یا نه از زمان هایی که باید بگدره و نمیگذره. این خودش بستگی داره به اینکه برنامه داشته باشید براش یا نه، و این بر میگرده به طول زندگیتون که با برنامه بودید یا نه؟.
اما من. نمی تونم بگم همه کارام الله بختکی بوده نه . همین که برا یه سری چیزا انتظار میکشیدم یعنی یه نگاهی به آینده داشتم اما چون این نگاهه خیلی وقتا درست از آب در نمی مده برا همین انتظارم انتظار سخت بوده یعنی زمان نمیگذشته. اما خوب همین بی برنامگی تو طول جریان زندگی بعضی وقتا باعث می شده که سرم خیلی شلوغ بشه و نفهمم چه جوری گذشت.
شاید بازم مثل همیشه بهترین راه حل سفر باشه . هم اینکه یه فایده داشته یه سری جا ها رو می بینی بعضی خاطرات زنده می شن و یه سری چیز یاد میگیری و مهمتر اینکه زمان تو سفر راحت تر میگذره مخصوصا اگه همچی بر وفق مراد باشه( البته بگم من خیلی وقتا تو سفر هم میخوام تموم بشه ) سفر با تند رو ترین وسیله رو انتخاب می کنم با کمترین محدودیت . بعد برنامه سفر رو تنظیم میکنم . مطمئنا یکی از جاهاش اماکن زیارتیه بعد هم جاهایی که ندیدم توی همین زمین خدا، دیدن زمین از بالای جو سفر به آسمونا رو میدارم برا همون دنیا . حتما یه غار میرم تو دل زمین و یه کوه و یه دریای آبی آبی که کفش پیدا باشه و تو یه سطح وسیع عمقش زیاد نباشه تا بتونم راحت شنا کنم . خنکای جنگل و بوی مخصوص چوب ها و برگ های جنگلی که خیسند رو تجربه کنم ( پیپ اینجا خیلی حال میده با یه جوجه مشتی) .
می خوام آخرش بشینم برا خودم یه جای خوب اما تنها و انتظار لحظه های آخر و بکشم . فکر میکنم خیلی سخت باشه تا این ثانیه ها بگذره.
فقط می دونم، اینکه قرار هر چیزی به یه تَهی برسه باعث گذران اون اتفاق و زمان ها میشه و انتظار برای به ته رسیدن، این رسیدنو سخت می کنه.
حسب الامرزده شد.