تبليغاتX
صریر بی صدا
88/01/29

 

بعضی ها رو سفیدی سنگ پای قزوین را خریده اند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:17     | 

~ ~ ~
88/01/25

 

ـــ می بینی آسمان هم هر روز می آید و اشک میریزد، اما با اینکه بهار است بی هیچ غر غری . آرام آرام . ولی دل پری دارد ها.

ـــ می خواهند لحاف بغض را به زور در گلویت بچپانند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30     | 

~ ~ ~
88/01/23

 

گرگ ها قابل احترامند. دل و جرات دارند و به شکار حمله میکنند اما کفتار ها میگذارند زخم که برداشت، لاشه که شد، می آیند سراغ صید.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:36     | 

~ ~ ~
88/01/21

 

تیک تاک ثانیه ها ایستاده است

ساعتها تغییر کرده اند

زمان ه عوض شده است

دیگر نمی توان میان واژه ها و فریاد پیوندی گذاشت

او وارهید از این دژخیم سپید

 و بازگشت به سیاه چال زمان.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:42     | 

~ ~ ~
88/01/19

 

غمینه سنگ سیرتی یا صورتی، چهره اش پر است از غبار، و گسل این تکه ی خاکی جوی آبهای فصلی ایام. سپید رویانی که منشا میگیرند از خاک، شروع برف رنگی گشسته است بر قله ی باد ساب این مخلوق.

نقاش ها و خطاط ها امضا می کنند پای اثرشان، نمیدانم بازیگردان زمانه چگونه اثبات میکند حکمش را که گاهی کسی دیگر داده است.

همان شد که فکر میکردم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:55     | 

~ ~ ~
88/01/16

 

من در اين باديه بيمار عطش بودم و انگارلب درياي توام

و کويري خشک مرا گرداگرد پوشانده بود
 و خيالي و سرابي که هست چشمه ي آب 
دلم اما تهش قرص نبود 
زير پاي چشمانت مرا آويختند
لگد صندليش مال تو بود
نه کمندي
نه سر زلفي
نه همان قامت سروي 
تو بودي و خودت
آن کوير سوزان و بيرحم 
آن کوير سوزان و بيرحم گرداگرد 
و من بيمار عطش

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:16     | 

~ ~ ~
88/01/14

 

باران باریده بود.آن هم زیاد. حتی سیل آمد،ولی آسمان آبی تر از همیشه شد،بعد از باران. آسمان پاک پاک. بهار با همه اعتدالش پر است از این غرش ها و خروش ها و بعد آبی ها و پاکی ها. زندگی هم بهار دارد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:27     | 

~ ~ ~
88/01/09

 

دست های نوازشگر بهار که روی شاخه های خشکیده درختی کشیده می شود، نرم نرمک شعله های سبز شوق از ساقه های تکیده سر بر می آورند. برگ های نو، تک مانده سیاه و خشکیده برگ های قدیمی را هم درون رود گذران عمر زیر پایشان میفرستند تا همیشه ی تاریخ از یاد برده شوند. آنگاه درختان شکوفه می دهند.

کجایی بهار؟؟؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:47     | 

~ ~ ~