باز هم توهم صدایش، دو خط سپیدار خیال را پر میکند از صدای چلچله های پر هیاهوی بهاری ، در هم و بر هم، در کنار جوی همیشه جاری آبگون زمان.
جاده های خاکی چشم در انتهای راه
پر از همهمه ی آمد و شد ساکنان این دیار
نه انگار نداری تو هیچ تعلقی
به برکه های پر از سراب یا که مرداب این دیار