کسی را می خواهم برایم داستان بخواند داستان از ان دور ها . تا دور شوم. آخر دارم دور میشوم . نمیدانم دیر یا زود اما دور میشوم.
داستان آن دره های همیشه سایه و تا نیمه تابستان پر از برف. داستان آدم های دهاتی و ساده. داستان آبی های همیشه جاری بهار از چشمه ها و آسمانهای بعد از بارش.
دلم میخواهد داستان سفر کردن برایم بخواند قصه گو. داستان سفر قوی آسمان تابستان.
خسته ام از تاب و گرمای داغ این روز ها .
