غمینه سنگ سیرتی یا صورتی، چهره اش پر است از غبار، و گسل این تکه ی خاکی جوی آبهای فصلی ایام. سپید رویانی که منشا میگیرند از خاک، شروع برف رنگی گشسته است بر قله ی باد ساب این مخلوق.
نقاش ها و خطاط ها امضا می کنند پای اثرشان، نمیدانم بازیگردان زمانه چگونه اثبات میکند حکمش را که گاهی کسی دیگر داده است.
همان شد که فکر میکردم.
