این ساعتها و روز ها دارد برای بار ۲۶ ام تکرار میشود. یکبار دیگر هم گذشت. از دشت شقایق های وحشی همیشه بهار سال قبل گذشتم و از هزار راه و بیراه و همچنان به خم هیچ کوچه ای هم نرسیده ام. احساس عجیب و غریبی است. بزرگ شدنی که نمیدانی خوب است یا بد.
اعتماد و خیال بافی، چوب خوردن هم دارد . آن هم چوب دو سر نجس یا طلا.
